اگر می‌خواهید بدون پشیمانی زندگی کنید، این ۲۵ تغییر ناراحت کننده را در ۲۰ سالگی انجام دهید

اگر می‌خواهید بدون پشیمانی زندگی کنید، این ۲۵ تغییر ناراحت کننده را در ۲۰ سالگی انجام دهید.

۱. سعی کنید بیشتر کارها را به تنهایی انجام دهید حتی اگر دلتان نمی‌خواهد.

اکثر مردم بیشتر زندگی خود را بدون اینکه حتی بدانند چه کسی هستند یا چه چیزی میخواهند می‌گذرانند. اینکه با خودتان وقت بگذرانید و از حصار راحتی که به دور خود کشیده اید خلاص شوید، می‌تواند به رشد فوق العاده شما کمک کند و همچنین سبب می‌شود تا از علایق خود آگاه شوید.

۲. وقتی اشتباهی کرده اید، اعتراف کنید.

کار ساده ای نیست، اما مهم است. شما نمی خواهید به یکی از آن افرادی تبدیل شوید که همه از آنها شکایت می‌کنند؛ چون هرگز قادر به عذرخواهی نیستند و روی غرورشان پا نمی‌گذراند. وقتی در اشتباهید، اعتراف کنید. همه ی ما اشتباه می‌کنیم و هیچ حس خجالتی در این نیست. اینکه اشتباهات خود را گردن بگیریم خیلی زیباتر از این است که سعی کنیم آنها را مخفی کنیم.

۳. سوال های سخت بپرسید.

سوالات سخت بپرسید، حتی اگر نیازی به دانستن جواب یک سوال ندارید. پرسیدن سوالات سخت دشوار است اما جواب ها می‌توانند به شما درس های فوق العاده ای بیاموزند و در رشد و تکامل شما نقش حیاتی داشته باشند.

۴. زمان خود را برای چیزهای کوچک هدر ندهید.

زندگی همین الان هم به اندازه کافی استرس زا است، پس آخرین چیزی که واقعا می‌خواهید انجام دهید این است که وقت خود را صرف انجام کارهای کوچکی کنید که چیزی جز دلواپسی و اتفاقات غیرضروری به زندگیتان اضافه نمی‌کنند. الان وقت این است که این مسائل را کنار بگذارید و روی کارهای مهم تر در زندگی سرمایه گذاری کنید.

۵. قبول کنید که با عصبانیت به جایی نمی‌رسید.

 مثل همیشه تنها کاری که عصبانیت با شما انجام می‌دهد، افزایش استرس است. اگر شما نتوانید کنترل احساسات خود را در دست بگیرید، این اجازه را به خودتان داده اید تا صبح یا روزتان را خراب کنید. آن احساس و انرژی را به سمت چیز مثبتی هدایت کرده و هر بار که در انجام کارهای خود به مشکل خوردید، طرز فکر خود را تغییر دهید.

۶. ریسک های بزرگی کنید.

۲۰ سالگی زمانی است که شما باید ریسک کنید و کارهایی را انجام دهید که ممکن است در آن شکست بخورید. حال ممکن است این کار راه اندازی یک کسب و کار، مسافرت و کار در زمینه های مختلف باشد. شما آنقدر جوان هستید که می‌توانید بعد از مواجه با شکست، از انجام آن کار روی برگردانید. در جوانی تا می‌توانید از توانایی های خود برای انجام وظایف استفاده کنید زیرا آینده دنیای متفاوت و دشوارتری است.

۷. پول خود را پس انداز کنید.

هر ماه مبلغی از حقوق خود را در حساب پس اندازی ذخیره کنید که نتوانید به آن دسترسی داشته باشید مگر اینکه نیاز شدیدی به آن داشته باشید. خرج کردن پول برای مسافرت، خوراک، پوشاک و غیره، خوشحال کننده است اما اگر چیزی اشتباه پیش برود یا یک هزینه بزرگی که انتظارش را نداشتید گریبان گیرتان شود، مطمئنا از آن ۵۰ دلاری که برای خرید خرج کردید پشیمان شده و با خود می‌گویید ای کاش آن را در حسابم ذخیره می‌کردم.

۸. بیشتر بخوانید.  

خواندن برای رشد و تکامل بسیار حیاتی است. مطالعه کردن هر کتابی حتی کتاب های تخیلی، ذهن شما را گسترش می‌دهد و به شما کمک می‌کند تا به مسائل از دید تازه ای نگاه کنید. خودتان را با خواندن یک کتاب در ماه به چالش بکشید، حتی اگر شده هر دو ماه یک کتاب بخوانید. نیازی به گفتن ندارد که خواندن تمرینی برای مغز و ورزشی مناسب برای تقویت حافظه است.

۹. در هنر شنیدن استاد شوید.

همه ما آنقدر درگیر زندگی هایمان شده ایم که می‌خواهیم تمام گفتگوها در مورد ما باشد. از صحبت کردن درباره ی کارهایی که انجام داده اید دست بکشید و به دیگران گوش دهید. تلفن خود را کنار بگذارید و از ته قلب به کسانی که با شما صحبت می‌کنند گوش دهید. این که بدانید کسی آن بیرون وجود دارد که به حرف های شما گوش می‌دهد و برای گفته هایتان ارزش قائل است واقعا حس بی نظیری دارد، پس سعی کنید با بیشتر گوش دادن همین حس را به دیگران نیز منتقل کنید. هیچ کس از شخصی که دائما نظر یا عقیده خود را مطرح می‌کند خوشش نمی‌آید. همه از کسانی بی زارند که زمانی که نوبتشان نیست، حرف های شخص دیگری را قطع و شروع به صحبت می‌کنند.

۱۰. تجربه های بیشتری کسب کنید.

در ۲۰ سالگی بیشتر نگران بدست آوردن تجربه باشید. پول بیشتری را صرف کسب تجربه و پول کمتری را صرف کالاهای مادی کنید. به اشتراک گذاشتن خاطرات و لحظاتتان با مردم می‌تواند بیشتر از داشتن سوغاتی از یک مکان به شما احساس شادی بدهد.

۱۱. برای خودتان یک برنامه درست کنید.

هیچ چیزی به اندازه بی برنامه بودن نمی‌تواند بهره وری را از زندگیتان بیرون کند. وقتی بدون برنامه پیش می‌روید، اولویت بندی زمان و انجام کارهای مهم سخت تر می‌شود. کاری کنید تا زندگی تان سازمان یافته تر شود تا بتوانید بیشترین استفاده را از آن ببرید.

۱۲. این را بدانید که خمار بودن راه خوبی برای گذراندن هر آخر هفته نیست.

شما را نمی‌دانم اما وقتی من خمار می‌شوم، یک آدم بی فایده به تمام معنا هستم. نوشیدن مشکلی ندارد اما اگر تمام روز را صرف خمار بودن کنید اصلا خوب نیست. مادرم به من می‌گوید که لازم نیست که هر وقت بیرون می‌روم با حالتی خمار به خانه برگردم، او می‌گوید با کمی نوشیدن هم می‌توان شاد بود.

۱۳. هدف های بلندمدت و کوتاه مدت با مهلت زمانی تعیین کنید.

تعیین اهدافی که می‌توانید با یک بازه زمانی به دست آورید بسیار مهم است. اهداف مهمی را بنویسید که اطمینان دارید در آینده نه چندان دور به آنها دست پیدا می‌کنید. شاید هدف شما نوشتن فلان تعداد مقاله تا آخر ماه یا ۳ روز در هفته باشگاه رفتن باشد. اینکه بتوانید اهداف مهم را یادداشت کنید بسیار اهمیت دارد زیرا با این روش می‌توانید از دید متفاوتی به آنها نگاه کنید و اینگونه در برابر خود پاسخگو می‌شوید.

۱۴. زود بیدار شوید و صبح خود را با بهره وری بالا شروع کنید.

می‌دانم که هر کسی نمی‌تواند سحرخیز باشد. بعضی از ما انسان ها ذاتا شب زنده داری می‌کنیم اما ورود به یک روال صبحگاهی که در آن عجله ای در کار نیست، برای درست شروع کردن روزتان بسیار ضروری است. من هر روز یک روتین صبحگاهی دارم که به من کمک می‌کند تا متوجه شوم در حال انجام چه کارهایی هستم.

از نوع غذایی که صبحانه می‌خورید اطلاع داشته باشید. از زمانی که به حمام می‌روید اطلاع داشته باشید و بدانید که بهترین وقت برای ترک کردن خانه چه زمانی است تا دیر به محل کار نرسید. روتین صبحگاهی خود را به عادتی برای خودتان تبدیل کنید تا با گذشت زمان انجام دادنش آسانتر شود.

۱۵. واقعیت را بگویید حتی اگر گفتنش سخت باشد.

صداقت در زندگی بسیار مهم است و حتی اگر گفتن واقعیت دشوار باشد، مطمئن باشید که شما را خیلی بیشتر از دروغ گفتن به جلو هدایت می‌کند. تفکر خود را پرورش دهید تا به این عقیده برسید که اگر کار را از همان اول با دروغگویی شروع کنید، نتایج خوبی به دست نخواهید آورد. شما نمی‌توانید از اشتباه کردن و خرابکاری اجتناب کنید اما اگر برای لاپوشانی کردن اشتباهات خود دروغ بگویید، مطمئن باشید که واکنش های منفی بیشتر خواهند شد.

۱۶. افراد ناباب را از زندگی خود بیرون کنید.

ممکن است این کار یکی از چالش برانگیزترین کارهایتان در سن ۲۰ سالگی باشد اما مهم است که بدانید همه ی انسان ها شبیه به یکدیگر نیستند و بعضی ها، حتی اگر به ظاهر به شما نزدیک باشند، ترجیح می‌دهند تا شکست خوردنتان را تماشا کنند.

اینکه بدانید چه کسی شما را به عقب می‌کشد، چه کسی نا امیدتان می‌کند و چه کسی در مواقع سختی هوایتان را داشته است بسیار اهمیت دارد. ترک کردن کسانی که دوستشان دارید یا می‌خواهید در زندگی تان باقی بمانند واقعا سخت است اما رهای شدن از این نوع روابط می‌تواند تاثیر بسیار زیادی در زندگی تان داشته باشد.

۱۷. یاد بگیرید که با وجود تمام تفاوت ها، دیدگاه های دیگران را قبول کنید.

نظرهایی وجود دارند که برای من منطقی نیستند اما از این هم مطلع هستم که بعضی از مردم هم با نظرات من مخالفت می‌کنند. گاهی اوقات مردم مخالفت می‌کنند چون از مخالف بودن خوششان می‌آید. اینکه نظرات دیگران را تغییر دهیم شدنی نیست. این بسیار مهم است که قبول داشته باشید گاهی اوقات بهترین کاری که از دستمان بر می‌آید لبخند زدن و سر تکان دادن است چون می‌دانیم که اگر عقیده و نظر خود را به هر نحوی بیان کنیم، تفاوتی در دیدگاه مخالفان ایجاد نمی‌کند.

۱۸. اهمیت دادن را یاد بگیرید.

همدلی برای تمام روابط نقشی حیاتی دارد. درک این موضوع که همه در موقعیت و وضعیت شما نیستند اهمیت دارد. بعضی ها روز خوب و بعضی ها روز سختی را پشت سر می‌گذارند. این مهم است که هر روز به بیرون از دنیایی که در آن زندگی می‌کنید نگاه کنید و دید خود را نسبت به مسائل تغییر دهید و سپس با استفاده از این دیدگاه، متناسب با وضعیت و موقعیت خود واکنش نشان دهید.

۱۹. خودتان را بشناسید. 

شما بلاخره در ۲۰ سالگی شروع می‌کنید به شناخت خود و علایق تان.

خیلی مهم است که به اینکه مردم درباره ی تصمیمات شما چه فکری می‌کنند اهمیتی ندهید و همان کاری را کنید که خودتان حس می‌کنید درست و ضروری است. شما تنها کسی هستید که می‌توانید برای زندگی خود تصمیم گیری کنید و در پایان روز، باید آنچه را که برایتان مناسب است انجام دهید. من شروع به مربیگری کردم و این تصمیم من تاثیر چشمگیری در زندگی ام داشت و به من اجازه داد تا بفهمم که واقعا چه کسی هستم و چه خواسته هایی دارم.

۲۰. برای باورهای خود ایستادگی کنید.

برای باورها و ارزش های خود ایستادگی کنید حتی اگر با باورهای اکثر مردم فرق داشته باشد. به شما صدایی داده شده و انتظار می‌رود تا از آن استفاده کنید. تنها درخواست من این است که از باورهای خود دست نکشید و برای آنها بجنگید.

۲۱. نه گفتن را یاد بگیرید.

وقتی قصد انجام کاری را ندارید مطمئن شوید که انجام ندادنش برایتان مشخص و واضح شده باشد. اکثر مردم به دنبال احساسات و اهداف دیگر افراد هستند و به این ترتیب خودشان را در موقعیت هایی قرار می‌دهند که لزوما نمی‌خواهند در آن قرار بگیرند. نه یک جمله ی کامل و مستقل است و شما باید موقع استفاده از آنها احساس راحتی کنید.

۲۲. مسافرت کنید.

سفر بهترین راه برای ظهور در فرهنگ ها و روش های مختلف زندگی است. سفر، چشم شما را به سمت تنوع جهان می‌گشاید و به شما در درک بهتر دیگران کمک می‌کند. اگر می‌توانید در ۲۰ سالگی هر کاری انجام دهید، از شما می‌خواهم تا به یک کشور خارجی مسافرت کنید. این باورنکردنی ترین و چشم نوازترین تجربه است که به شما کمک می‌کند دیدگاه بهتری داشته باشید و حتی می‌تواند افکارتان را نیز به چالش بکشد.

۲۳. این واقعیت را درک و قبول کنید که همه رفتاری یکسان نخواهند داشت.

چون شما فرد مهربانی هستید و به دیگران اهمیت می‌دهید به این معنی نیست که دیگران هم همچین رفتاری خواهند داشت. قبول کردن این واقعیت زمانی سخت است که شما از تمام توان خود را برای کمک به کسی استفاده می‌کنید و با نیت درست وارد عمل می‌شوید و انتظار رفتاری متقابل دارید اما همچین رفتاری را مشاهده نمی‌کنید. ممکن است بعضی اوقات به شما سخت بگذرد اما نباید اجازه دهید که این سختی ها خودِ واقعی و قلب پاک شما را تغییر دهد. به بهترین نسخه بودن از خودتان ادامه بدهید.

۲۴. درک کنید که گاهی اوقات کارها نتیجه نمی‌دهند.

شما می‌توانید عاشق یک شخص شوید اما به این معنی نیست که این عشق برای شما کارآیی پیدا کرده و از صدمه زدن فرد مقابل به شما جلوگیری می‌کند. شما در یک زمان هم می‌توانید عاشق شغلی باشید و هم می‌توانید از دستش دهید. شما می‌توانید در این دنیا عاشق بسیاری از چیزهای مختلف باشید اما باید درک کنید که بعضی چیزها عملی نمی‌شوند حتی اگر شما به شدت خواهان آنها باشید. ممکن است دردناک و ناعادلانه باشد اما از تمام اینها بگذریم این زندگی است. دانستن این موضوع به شما کمک می‌کند تا برای زمان هایی در آینده که کارها باب میل پیش نمی‌رود آماده شوید. این موضوع از درد شما کم نمی‌کند اما درک کردنش ضروری است.

۲۵. به رهایی از حصار آرامش خود ادامه دهید.

به خودتان اجازه ثابت ماندن ندهید. زمانی که همه چیز ساده و آسان است شما می‌توانید احساس خوشبختی کنید. این دقیقا همان زمانی است که شما به چالش کشیده می‌شوید و مسائل اطرافتان آنقدر برایتان وحشتناک می‌شوند که در آنجا خوشبختی و موفقیت واقعی را احساس می‌کنید. وقتی همه چیز آسان است نمی‌توانید دستاوردی از آن کسب کنید. شما به تجربه ها، چالش ها و درس های جدیدی احتیاج دارید تا با استفاده از آنها بیشتر رشد کرده و بهبود پیدا کنید. اندازه ی چالش ها مهم نیست فقط بدانید که با غلبه بر چالش های خارج از محدوده، توانایی شما بالاتر رفته و حس ارزشمند بودن به شما القا می‌شود.

منبع

منبع : راکت

0 نظر

گذاشتن نظر