بازاریابی عصبی چیست؟

سئو

..بازاریابی عصبی چیست؟..
سئو

بازاریابی عصبی چیست؟

مقالات زیادی در رابطه با بازاریابی عصبی نوشته شده، اما این مقاله در سئو روز کاملترین و جامع ترین مقاله درباره بازاریابی عصبی هستش که براتون آماده کردم 👌

بازاریابی عصبی به انگلیسی : (Neuromarketing) حوزه جدیدی از بازاریابی است که از فناوری های پزشکی مانند تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) برای مطالعه واکنش های مغز به محرک های بازاریابی استفاده می کنه.

محققان از fMRI برای اندازه گیری تغییرات فعالیت در قسمت هایی از مغز و یافتن اینکه چرا مصرف کنندگان تصمیمی رو می گیرن و اینکه چه بخشی از مغز به آنها میگه این کار رو انجام بدن، استفاده می کنن.

همانطور که ممکنه پاسخ شفاهی به سؤال « این محصول رو دوست داری؟» واقعی نباشه، تحلیلگران بازاریابی از بازاریابی عصبی برای اندازه گیری ترجیحات مشتری استفاده می کنن.

این دانش به بازاریابان کمک می کنه طراحی مؤثرتری برای خدمات و محصولات داشته باشن و کمپین های بازاریابی بتونن بر واکنش های مغز تمرکز کنن.

بازاریابی عصبی به بازاریاب خواهد گفت که مشتری چه واکنشی نسبت به رنگ بسته بندی و صدای جعبه هنگام تکان دادن بسته داره یا می تونه ایده های جدیدی از مشتریان بگیره.

یکی از چالش ها این است که از برخی جهات، تمام انواع بازاریابی، بازاریابی عصبی است

زیرا کمپین های بازاریابی تقریباً همیشه سعی در تولید نوعی فعالیت مغزی در مشتری دارن که منجر به یک رفتار مطلوب میشه (به عنوان مثال، خرید یک محصول).

اما این روش مناسبی برای تعریف بازاریابی عصبی نیست.

از این رو، من انواع تلاش های بازاریابی رو که به طور خاص شامل تحقیقات علوم اعصاب نیستن- حتی آزمایش های جدید یا استفاده از داده های کارهای گذشته- از مطالعه حذف می کنم.

شما چی فکر میکنین؟ چه چیزی به این تعریف اضافه یا کم می کنین؟

بازاریابی عصبی چطور کار می کنه؟

تحقیقات بازاریابی عصبی از فناوری هایی استفاده می کنه که فعالیت مغز و بیومتریک

(مانند ضربان قلب، حرکت چشم، تصویر برداری EEG و اسکن fMRI از مغز، واکنش پوست گالوانیک، کدگذاری صورت و غیره)

رو بررسی می کنن تا نحوه واکنش افراد از نظر فیزیولوژیکی به پیام های بازاریابی تعیین بشه.

تحقیقات بازاریابی عصبی نتایج زیر رو در مورد همه انسانها نشان میده:

  • انسانها عمدتاً توسط احساسات هدایت میشن، نه منطق (اما ما سیگنالهای احساسی خود رو با دلایل منطقی توجیه می کنیم)
  • ۹۵% تصمیمات ناخودآگاه هستن
  • پرهیز از درد انگیزه قویتری نسبت به لذت جویی است
  • هنجارهای اجتماعی مانند تقابل، اقتدار و اثبات اجتماعی بر رفتار ما تأثیر می گذارن
  • برخی از رنگها واکنش عاطفی خاصی ایجاد می کنن
  • تصاویر سریعتر از کلمات پردازش میشن
  • تصاویر زنان، کودکان و توله سگهای زیبا از نظر جهانی جذاب هستن
  • قیمت های دارای عدد گرد (مثل ۱۰۰ پوند) به راحتی پردازش میشن، اما اعدادی مانند ۹۹.۹۹ پوند به عنوان معامله بهتر تصور میشن
  • قسمتهای اول و آخر پیام بخصوص در تعیین زمینه برای درک پیام بسیار مهم هستن

آیا بازاریابی عصبی راه دقیق تری برای تحقیق است؟

بازاریابی عصبی به وضوح می تونه بینش ارزشمندی در مورد احساس و تفکر مصرف کننده ارائه بده، که به شما کمک می کنه کمپین های خود رو شکل بدین.

شرکت NeuroFocus ، یک شرکت بازاریابی عصبی است که توسط نیلزن در سال ۲۰۱۱ خریداری شد.

این شرکت با انجام آزمایشات عصبی برای تحقیقات درباره مصرف کننده با محصولی به نام Mynd ، اولین اسکنر الکتروانسفالوگرام بی سیم قابل حمل (EEG) به شهرت رسید.

این دستگاه کوچک ده ها سنسور داره که مانند یک تاج خار دار بر سر یک فرد قرار می گیره و کل منطقه مغز رو پوشش میده،

این شرکت با استفاده از Mynd و پس از جمع آوری داده ها از مشتریان هنگام تماشای تبلیغات تلویزیونی یا خرید محصولات، پاسخ های ناخودآگاه آنها رو مورد تجزیه و تحلیل قرار میده

تا ببینه کدام محصول بیشترین جذابیت رو داره و کدام شخصیت های فیلم قوی ترین وابستگی های عاطفی رو پرورش میدن.

متأسفانه، گرچه بازاریابی عصبی می تونه مفید باشه، اما در برخی موارد محدودیت هایی نیز داره.

از آنجا که این تحقیقات کاملاً بر تصمیم گیری ناخودآگاه متمرکز است، تأیید اینکه دقیقاً چرا مشتریان احساسی رو دارن یا چه تغییرات خاصی می تونین برای تأثیرگذاری بر این احساسات ایجاد کنین، دشوار خواهد بود.

شما در حال بررسی غریزه مشتری هستین، نه تصمیم آگاهانه.

بسیاری از روش های تحقیق دیگه وجود داره که بینش بیشتری در مورد تصمیم گیری سنتی ایجاد می کنه، از جمله:

شنود اجتماعی: اینجا جایی است که می فهمین مردم در مورد برند شما به صورت آنلاین چه میگن (ابزاری مانند Mention می توانند در این امر کمک کنند).

انجام نظرسنجی: یک نظر سنجی با سؤالات سفارشی ایجاد کنین که می تونه به صورت حضوری، از طریق تلفن، از طریق ایمیل یا آنلاین پر بشه (ابزارهایی مانند Qriously می تونن در این زمینه کمک کنن).

تحقیق بازار: می تونه شامل مطالعات موردی عمیق و مصاحبه با مصرف کنندگان  یا گروه های متمرکز باشه (ابزارهایی مانند Questback می تونن در این زمینه کمک کنن).

آزمون A/B: این آزمون به عنوان آزمایش تقسیم شناخته میشه و زمانی است که شما دو نسخه از چیزی را آزمایش می کنین، مانند بسته بندی محصول یا یک کمپین تبلیغاتی (ابزارهایی مانند Optimizely می تونن در این امر کمک کنن).

همانطور که گفتم، درک از تصمیم گیری ناخودآگاه می تونه بسیار مفید باشه.

تخمین زده میشه که مغز انسان حدود ۹۵٪ اطلاعاتی رو پردازش می کنه که به صورت ناخودآگاه به دست می آره.

تفاوت بین بازاریابی سنتی و بازاریابی عصبی

بازاریابی سنتی سعی داره روند تصمیم گیری مصرف کننده رو از دیدگاه آگاهانه درک کنه، در حالی که هدف بازاریابی عصبی درک رفتار مشتری است.

مشکل تحقیقات مرسوم بازاریابی اینه که عمدتاً به گزارش دهی خودکار مصرف کننده از آنچه که می اندیشه، احساس می کنه و یا معتقده، متکی است.

درک ما از جهان پیرامون معمولاً تحت تأثیر خلق و خوی ما است و می تونه به طور مکرر تغییر کنه.

حتی گاهی ممکنه آگاهانه یک دیدگاه داشته باشیم، در حالی که ناخودآگاه به چیز دیگه ای اعتقاد داریم.

ما ریاکار نیستیم، بلکه موجوداتی متناقض با خواسته های رقابتی هستیم.

به همین دلیل است که بازاریابان نمی تونن کورکورانه به نظرسنجی های مصرف کننده یا گروه های متمرکز اعتماد کنن.

دلیل وجود بازاریابی عصبی همین تعصب انسانی است.

بازاریابی عصبی یک موضوع بازاریابی نسبتاً جدیده که تحقیقات سنتی رو با اطلاعاتی که نمی توان از طریق سایر روشهای قدیمی به دست آورد، تکمیل می کنه.

من به بازاریابی عصبی و رفتار مصرف کننده توجه بسیار دارم، زیرا به مشتریانم کمک می کنه در حالی که هزینه کمتری می پردازن، نتایج بهتری بگیرن.

اهمیت بازاریابی عصبی در بازاریابی دیجیتال و تجارت الکترونیک

بازاریابی عصبی مستقیم ترین مسیر رو برای درک و در نتیجه تغییر رفتار کاربر، که هدف اصلی بازاریابی است، به شما میده.

با تمرکز بر علوم رفتاری، می تونین سوگیری های آگاهانه رو کنار زده و واکنش های خودکار مشتری رو شناسایی کنین.

به عبارت ساده تر، تحقیقات علوم اعصاب به بازاریابان کمک می کنه تا مخاطبان خود رو بهتر درک کنن.

این درک منجر به تاکتیک های بهتر بازاریابی و افزایش فروش میشه.

بازاریابی عصبی بیش از هر زمان دیگه ای مهمه، زیرا برای بازاریابان دشوار است که توجه مخاطبان خود رو جلب کنن.

ابزار بازاریابی عصبی

بازاریابی عصبی به صورت آزادانه به اندازه گیری سیگنال های فیزیولوژیکی و عصبی اشاره می کنه تا انگیزه ها، ترجیحات و تصمیمات مشتریان رو بشناسه.

در نتیجه می تونه به اطلاع رسانی تبلیغات خلاق، توسعه محصول، قیمت گذاری و سایر زمینه های بازاریابی کمک کنه.

اسکن مغز، که فعالیت عصبی رو اندازه گیری می کنه و ردیابی فیزیولوژیکی، که حرکت چشم و سایر پروکسی های مربوط به آن فعالیت رو اندازه گیری می کنه، متداول ترین روش های اندازه گیری هستن.

دو ابزار اصلی برای اسکن مغز fMRI و EEG هستند.

مورد اول (تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی) از میدان های مغناطیسی قوی برای ردیابی تغییرات جریان خون در مغز استفاده می کنه.

فرد درون دستگاهی قرار میگیره و اندازه گیری های مداوم رو در طول زمان انجام میده. EEG الکتروانسفالوگرام فعالیت سلول مغز رو با استفاده از سنسورهایی روی پوست سر می خونه.

این دستگاه می تونه تغییرات فعالیت رو طی کسری از ثانیه ردیابی کنه، اما تعیین دقیق محل وقوع فعالیت یا اندازه گیری آن در مناطق عمیق و زیر قشر مغز (جایی که فعالیتهای جالب زیادی در آنها اتفاق می افته) دشواره.

fMRI می تونه به اعماق مغز نگاه کنه، اما دست و پا گیره و فعالیت رو فقط در طی چند ثانیه ردیابی می کنه، که ممکنه حوادث عصبی زودگذر رو از دست بده.

علاوه بر این دستگاه های fMRI چندین برابر گران تر از تجهیزات EEG هستن.

تمایل برای استفاده از ابزار اندازه گیری پروکسی های فیزیولوژیکی برای فعالیت مغز به دلیل ارزان و ساده بودن بیشتر است.

ردیابی چشم می تونه توجه (از طریق نقاط ثابت کننده چشم) و برانگیختگی (از طریق اتساع مردمک) رو اندازه گیری کنه.

کدگذاری حالت بیان (خواندن دقیقه ای حرکت عضلات در صورت) می تونه پاسخ های احساسی رو اندازه گیری کنه، ضربان قلب، میزان تنفس و هدایت پوست میزان برانگیختگی رو اندازه گیری می کنن.

استانداردهای اخلاقی تحقیقات بازاریابی عصبی و کاربرد یافته های آن چیست؟

اکثر شرکت های ارائه دهنده خدمات بازاریابی عصبی میگن روش آنها مانند هر آژانس تبلیغاتی اخلاقی عمل می کنن.

آنها قصد ندارن عمداً هر چیز فریبنده یا غیرقانونی رو تبلیغ کنن.

بیشتر شرکت های بازاریابی عصبی از انجام آزمایش بر روی کودکان زیر ۱۸ سال اجتناب می کنن.

این شرکت ها سعی نمی کنن مطالعات بازاریابی عصبی رو روی کودکان نوپا انجام بدن تا بفهمن چگونه محصول روی این گروه مخاطب اثر داره.

این سؤال در تمام تبلیغات وجود دارد:

آیا شما کارهایی رو انجام میدین که صادقانه است و برای مصرف کننده مفیده؟

قصد آسیب رساندن به کسی رو نداره؟

آیا به مصرف کننده کمک می کنین تصمیم بگیره چیزی رو خریداری کنه که از آن پشیمان بشه؟

اگه پاسخ مثبته، مهم نیست که چه کاری انجام میدین، چه یک مطالعه بازاریابی یا استفاده از کپی تبلیغاتی فریبنده- شما نباید این کار رو انجام بدین.

خبرهای بد و خوب برای بازاریابی عصبی

در حالی که اعتبار سنجی بازاریابی عصبی یک گام مهم و ضروری برای این صنعت نوپاست، یافته ها ممکنه برای برخی از فروشندگان ناراحت کننده باشه.

دانشمندان هشت روش مختلف رو آزمایش کردن: اقدامات ضمنی ردیابی چشم، ضربان قلب، رسانایی پوست، نفس کشیدن، فعالیت مغز با استفاده از fMRI و امواج مغزی.

آزمایشات و تجزیه و تحلیل داده های بعدی نشان داد که تنها fMRI بهبود قابل توجهی در قدرت پیش بینی نسبت به نظرسنجی های سنتی ایجاد کرده.

از طرف دیگه، یک نتیجه گیری بزرگ اینه که علوم اعصاب مصرف کننده به خوبی کار می کنه.

یعنی حداقل یک تکنیک واکنش به مغز افراد، رفتار آنها را بهتر از سؤال پرسیدن از آنها پیش بینی می کنه.

خبر بد برای بازاریابان عصبی اینه که به نظر می رسه این مطالعه در مفید بودن بیشتر روش ها تردید ایجاد کرده.

قبل از اینکه ارائه دهندگان خدمات و ادعاهای آنها را کنار بگذاریم، چند مورد احتیاطی رو بیان می کنم:

  • این آزمایشات هر فناوری رو تست کرده، اما ممکنه روشها خیلی با نظر سایر افراد سازگار نباشه.
  • برخی از شرکت های بازاریابی عصبی از فناوری های متعددی در کار خود استفاده می کنن، رویکردی که ممکنه دقت رو افزایش بده.
  • فناوری های خاص ممکنه در جایی که بهترین عملکرد رو دارن، دارای جایگاهی خاص باشن. به عنوان مثال، اندازه گیری میزان احساسات مصرف کنندگان با یک برند.

شاید من به بازاریابی عصبی خوش بین هستم، اما فکر می کنم این تحقیق خبر خوبی برای حوزه بازاریابی عصبی است.

نه تنها حداقل یک نتیجه مثبت وجود داره و اینکه بدون شک دیگران تلاش می کنن کار رو تکرار کنن یا گسترش بدن.

این مطالعه باعث کار بیشتری در زمینه بازاریابی عصبی خواهد شد و من فکر می کنم، این مبحث شرکت ها را در فضای علوم اعصاب مصرف کننده تحریک می کنه تا با داده های خود آینده بهتری برای بازاریابی ترسیم کنن.

از همه مهمتر، شکاف بین ادعاهای بازاریابی عصبی و دانش آکادمیک در حال کاهش است.

منبع : seorooz  |  
16
26 اسفند 1399
..نظرات..
..مقالات پربازدید..
طراحی سایت

آموزش قرعه کشی در اینستاگرام

  آموزش قرعه کشی در اینستاگرام   با سلام خدمت دوستان و کاربران گرامی . امروز با آموزش قرعه کشی در اینستاگرام برای کسانی که علاقه به ایجاد کمپین های تبلیغاتی دارند در خدمت شما هستیم . بحث قرعه کشی در اینستاگرام با توجه به فراگیر شدن این شبکه اجتماعی که البته امروزه زیرمجموعه فیسبوک مطرح میشود ، زیاد شده است . البته این احتمال وج...

22279
24 فروردین 1398
سئو

چگونه ویدیو کلاس های آنلاین (وبینار) را ضبط کنیم؟| آموزش ۳ روش

در این مقاله به شما آموزش می دهیم چطور و با چه ابزارهایی می توانید کلاس های آنلاین و یا ویدیوهای آموزشی خودتان را ضبط کنید. امروز که حال و روز جهان خوب نیست، حضور مردم در کنار هم کمرنگ تر شده و فاصله ها از هر زمان دیگری بیشتر شده است. این شرایط به ما فهماند تا چه حد زندگی انسان مدرن وابسته به اینترنت است. این روز ها که همه ی ما مجبور به ماندن در...

7636
08 اردیبهشت 1399
طراحی سایت

bit.ly چیست ؟

بیتلی یا bitly یکی از شناخته‌شده‌ترین سرویس‌های کوتاه کننده لینک است. این سایت با نشانی https://bit.ly در سال ۲۰۰۸ تاسیس شد. یک کوتاه کننده‌ی لینک وظیفه دارد تا لینک‌های مورد نظر کاربران را به شکل کوتاه و قابل خواندن و نوشتن تبدیل کند. این سرویس در هر ماه حدود ۶۰۰ میلیون لینک کاربران را کوتاه می‌کند. علت استفاده از...

6531
27 آذر 1398